محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
43
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
خلقت آدمى نبود . بنابراين ، هدف از خلق انسان و زندگى او در دنيا ، آن است كه خود را براى دنيايى برتر آماده سازد . در عبارت ديگرى از امام عليه السّلام ، درباره دنيا آمده است : « دنيا نه براى خويش ، بلكه براى غير خود آفريده شده است . » « 1 » ( و لم يترككم سدى ) خداوند شما را بدون تكليف و هشدار و تشويق رها نكرده است . ( و ما بين أحدكم ، و بين الجنّة ، أو النّار الّا الموت أن ينزل به ) مرگ ، ناگزير شامل حال همگان مىشود ؛ هرچند عمرتان طولانى و سلامتى شما فوق العاده و مقام و ثروت شما فراوان باشد . پس از مرگ ، تنها با حسابرسى و پاداش و كيفر برخورد مىكنيد . ( و إن غاية تنقصها اللحظة ، و تهدمها السّاعة ، لجديرة بقصر المدّة ) منظور از غايت در اينجا عمر است و ساعت ، به مرگ گفته شده است ؛ زيرا ساعت از نامهاى قيامت است و بنابر حديثى ، قيامت هر انسان به هنگام مرگ او رخ مىدهد . « 2 » عمر انسان ، همانند يك رويا و پندار است كه با گذر تكتك ثانيهها و لحظات ، كوتاه و كوتاهتر مىشود . بخش رفته از عمر ، هرگز باز نمىگردد . عمر آدمى ، به ناگاه سراسر فرو مىريزد و مرگ پايههايش را ويران مىسازد . بنابراين ، عمر در هر حال ، كوتاه است ؛ هرچند طولانى بنمايد . عاقل ، از فرصتها پيش از گذرشان بهره مىبرد . ( و إنّ غائبا يحدوه الجديدان : اللّيل و النّهار ، لحرىّ بسرعة الأوبة ) منظور از غائب در اينجا مرگ است . واژه « أوبة » به معناى اقدام است . اين واژه ،
--> ( 1 ) . « الدّنيا خلقت لغيرها و لم تخلق لنفسها » حكمت : 455 . ( 2 ) . كنز العمال : 15 / 548 ، ح 42123 و 42748 ؛ بحار الأنوار : 58 / 7 .